ژولیده نوشت )!( شیــک و پـیــک
خارج از شوخی و کمی تا قسمتی رسمی ...!
و امروز هشتم دی ماه سالروز تولد نوید عزیزم طلوع کرد شاید نوید گلم ، واسه تولد ۲۵ سالگیش ، دیگه پیشم نیست اما نوید تا همیشه برای من زنده اس ... یاد و خاطراتش همیشه با منه ... آرزو می کنم که همیشه روحش در آرامش و شادی باشه ... راستش از وقتی نوید عزیزم رفته، من با یادش و خیالش زندگی می کنم ... درسته که باور دوریش آزرده خاطرم می کنه ... و لحظه های تاریک نبودش دلمو می شکنه و اشکمو جاری ... اما با همین حس با اون بودنه که زندگی رو نفس می کشم ... ولی خوشحالم ، خوشحالم از اینکه ، وقتی دلم می گیره و به یادش اشک می ریزم ... این اشک ، اشک پشیمونی نیست ، بلکه اشک ، اشک دل تنگیه ... و این دل تنگی با همه سختیاش ، قشنگه !! چه حس عجیبیه ... توی دل شب وقتی که تنهای تنهایی، به حال خودت ، به حال تنهایی خودت و از همه مهمتر به حال دوری رفیق عزیز لحظه هات اشک بریزی ... آره سخته ... اما هیچ چیز جز اشک تسکین درد دوری عزیزت نیست ! و حالا جز اشک نتوانی ریخت ... کاش من هم ، کسی داشتم که وقتی رفتم ، دل تنگم می شد و به یادم اشک دل تنگی می ریخت کاش من هم کسی بودم ، که وقتی نبودم دوری ام ، اشکی را جاری می ساخت نــــــــــــــــوید جان : تــــــــــــــــــولدت مبـــــــــــــــارک ! 

![]()
| Design By : Night Skin |


