ژولیده نوشت )!( شیــک و پـیــک
خارج از شوخی و کمی تا قسمتی رسمی ...!
دل نوشته های خودم ... شب فرا می رسد آسمان در خواب است و دل بیدار ... زمان می گذرد دل بی تاب و بی قرار صدای مناجات نیایش نجوا چشمان بارانی دل منتظر نگاه او ... کتاب آسمانی اش در مقابل دیدگانم گشوده است سجاده عشقم نورانی شده دل پر می کشد دست های دعا به آسمان پل می زنند بوی باران را نفس می کشم لحظه ناب بندگی لحظه استجابت دعا انگار کسی می گوید ... قدر بدان این لحظه را ... قدر بدان دست و پای دل می لرزد گریه می کنم اشک می ریزم و خداوند لبخند می زند ... بخوان مرا بنده من و مشتاقانه می گوید : صدا کن مرا صدا کن مرا که دوست دارم صدای تو را ... 
| Design By : Night Skin |


