![]() |
![]() |
|
| خارج از شوخی و کمی تا قسمتی رسمی ...! |
|
آهای بنده های خوب خدا ... تولدتان مبارک ... عید پاکی دل و احساستان مبارک ...
عید فطر آمد و من مست و غزلخوان توام زیر الطاف محبت ، خیس باران توام ! ای خدای همه خوبان،ای محب ای دوست بنگر بر من بنده که به هر حال حیران توام !
آهای بنده های خوب خدا ... تولدتان مبارک ... |
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
مناجاتی با خدا ! وقتی من جو گیر می شوم !
دعای آخر بهار ( روز یلدا ) از زبان خودم در حق خودم !
بار خدایا از تو می خواهم که مرا به راه راست هدایت کنی! راهی که در آن خبری از موسم های جوی نباشد و هیچ جو پایدار و ناپایداری برقرار نباشد راهی که هیچ جوی در مسیر ، گریبان مرا نچسبد تا بتوانم از جو زمانه گریزی بزنم ! بار خدایا ... از تو می خواهم که مرا شفا عنایت کنی و شفای عاجل را برای روز مبادا نگه داری! خدایا به من کم گفتن و در گفتن را بیاموز !! خدایا کاری کن که هر شب خواب رنگی ببینم ... درست مثل آن روزها ! خدایا دستم را بگیر تا از روی پل رد شوم ... جون من وسط پل ولم نکنی ، هلم ندی ، من می ترسم ! حتی اگه بگی می گیرمت !!!... بذار دستام گرمی نگاهتو حس کنه ! خدایا من از جو سازشدن و جوگیر شدن و جوبودن و جو زمانه می ترسم ! من از اوج شدن واهمه دارم ... ولی تو که می دونی من تشنه ی شهرتم اما محبوبیت رو دوست دارم ولی خب تو که بهتر تر می دونی ، هیچ در بساط ندارم و برای همین است که خیلی حرف می زنم ! خدایا جوری برایم جو سازی کن " که نه جو مرا بگیرد ، نه من در جو گرفتار شوم و نه حتی جوی بر وجودم حکومت کند ... چه برسد به اینکه جو ، خودش از من سراغی بگیرد !
من از جو می ترسیدم بر سرم آمد .................. خدایا چاره ایی گردان که جوگیری کمترم آید ! دلم خوش بود به جوگیری که در جو ، جوگیرم ...... ولی در اوج جوگیری من از خوردن یه کم سیرم نفهمیدم در عمرم که جوگیری خوب است یا بد ؟!......... همین بود که جو را برایم کرد یکهو سد
گله هاتان همه جوره به سرم ! من از همه عالم همه جوره به درم !
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
دل نوشته های من ...
در نیمه شبی تاریک
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
خدایا ... با توام با تو
خدایا ... با توام با تو
تویی که آگاهی از دل سیاهم و رفیق نیمه راه مسیرم نمی شوی
خدایا این تویی که آرزویم را بر آورده می سازی
و باز این تویی که فراموشی مرا فراموش می کنی
پس بار خدایا مرا به حال خود وا مگذار
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
زندگی رسم قشنگیست
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
خدایــــــــا ... من از قهر تو می ترسم
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
دل نوشته های خودم ...
آسمان بی تاب ستاره بی قرار شب روشن بوی باران انگار کسی مرا صدا می کرد انگار من بی قرار بودم و او قرار دل من بود کمی با خود اندیشیدم ... این چه حسی است که گاهی سر به سر دل میگذارد و دل را اسیر می کند تا با زبان دل با او سخن بگوید ...
قربونت برم خدا که تها کسمی با همه دل سردیم تنها دل گرمی منی و با همه بی قراریم تنها قرار دل بی قرارمی الهی ... خدایا وقتی با توام حس عجیبی دارم وقتی با توام شادم غمی ندارم انگار غم غربت و بی کسی را حس نمی کنم انگار سر شار از احساس می شوم وقتی که حس می کنم به من نگاه می کنی مرا می شنوی و باور داری حس خوبی دارم دوست دارم تا همیشه در این حس زیبا و بکر بمانم خدای من ... نگاهت را از من دریغ مدار و سایه لطف و رحمتت را از من مگیر وقتی که درهای رحمتت به رویم گشاده می شود حس می کنم اینجایی ... در همین نزدیکی ها تو را می یابم ...
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
دل نوشته های خودم ...
شب فرا می رسد آسمان در خواب است و دل بیدار ... زمان می گذرد دل بی تاب و بی قرار صدای مناجات نیایش نجوا چشمان بارانی دل منتظر نگاه او ... کتاب آسمانی اش در مقابل دیدگانم گشوده است سجاده عشقم نورانی شده دل پر می کشد دست های دعا به آسمان پل می زنند بوی باران را نفس می کشم لحظه ناب بندگی لحظه استجابت دعا انگار کسی می گوید ... قدر بدان این لحظه را ... قدر بدان دست و پای دل می لرزد گریه می کنم اشک می ریزم و خداوند لبخند می زند ... بخوان مرا بنده من و مشتاقانه می گوید : صدا کن مرا صدا کن مرا که دوست دارم صدای تو را ...
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
و خداوند انسان را آفرید ...
در رویاهایم دیدم که با خدا گفت وگو میکنم .
اثر زیبایی از " ریتا
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک میشود به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کار گشا می شود
یتیمان را پدر میشود و مادر محتاجان برادری را برادر میشود عقیمان را طفل میشود نا امیدان را امید میشود گمگشتگان را راه میشود در تاریکی ماندگان را نور میشود پیران را عصا میشود محتاجان به عشق را عشق میشود خداوند همه چیز میشود همه کس را ......
به شرط اعتقاد ، به شرط پاکی دل ، به شرط طهارت روح ، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس ،
بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف و زبانهایتان را از هر گفتار نا پاک و دستهایتان را از آلودگی در بازار و بپرهیزید از نا جوانمردیها ، نا راستی ها ، نا مردمی ها و ....
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه : بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند ....
مگر از زندگی چه میخواهید که در خدایی ، خدا یافت نمی شود ؟
" ملاصدرا "
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
صفحه آنلاين ايميل رسمی ساناز منوچهری آرشیو اورجينال منوی ژولیده نوشت |
| اندر احوالات و حرف حساب من |
سلام دوستان ... من ساناز منوچهری (چیـــزک سرای قرن 21 ) متولد چهارم اردیبهشت ماه فصل قشنگ بهار هستم.@ قبل از هر چیز لازم و حتی واجب میدانم در پرانتز عرض کنم ( این وبلاگ که هم اینک در روبه روی دیدگان شما گشوده شده است ...در وبلاگهای دوستان نامبروان بنده با عنواین < شیک و پیک ؛ ژولیده نوشت ؛ چهارم اردیبهشت ؛ بهار خانوم ؛ ساناز منوچهری و ... > جا خوش کرده است ...
چهارم اردیبهشت ماه همزمان با سالروز تولد رادیو در ایران عزیز ماست.برای اینکه عشقم را به رادیو ثابت کنم و امروز شصت وهشتمین سالگرد تاسیس رادیو رو در اذهان عمومی به ثبت برسانم تا اطلاع ثانوی نام این وبلاگ (چــــهارم اردیبهشت)شیـــــک و پیــــــک(ژولیــده نوشت ) خواهد بود! شما چه فکر می کنید ؟! بعضی ها میگویند این وبلاگ کاملا شخصی است و ورود به حریم خصوصی ممنوع است ! یکی میگوید رمانتیک است.دیگری ادیبانه را کیلیک میکند.آن یکی جدیت را نشانه میرود. دیگری میگوید شوخی میکنی اما منطق اینجا حرف نمیزند! ایشان میگوید خیلی رادیویی است بوی عشق رادیو عجیب به مشام میرسد . البته هستند کسانی که بگویند هیچ در بساط ندارد بی سر و ته مطلق بعضی هم شاید بگویند چه وب چرت ،تهی،پوچ و کچلی !!!وقتی اینجاقدم رنجه میکنیم ... یاد طلبکارامون برامون زنده میشه! آن یکی میگوید: این وبلاگ کمی تا قسمتی چاشنی طنز در بساط دارد!!!! اما کاملا نطنز است ، ادعات نشه طناز نمیشی، زور زیادی نزن !دیگری میگوید: کمی تبلیغاتی است ... لب کلام هر کس جوری به قاضی تشریف فرما میشود و قضاوت میکند . راستش از خودمان که پنهان نیست از شما رفقای جان چه پنهان ، ما خودمان هم نمیدانیم چه مینویسیم !ولی خودمان خیلی از خود راضی هستیم البته از آن لحاظ!چون هیچ وبلاگداری نمیگوید :ماست من ترش است!... گاهی فقط منتظر یک جرقه و شکار سوژه هستیم و به محض شکار، آستین هایمان را تا بنا گوش بالا میزنیم و چشمانمان را روی حدقه زوم میکنیم و بر روی اصل مطلب کیلیک میکنیم و ناگهان حس میکنیم صفحه کیبورد زیر دستان مبارکمان سبز میشود و سر انگشتانمان شروع به حرکت آکروباتیک و تایپ میکنند ... صحنه که حساس میشود اسلوموشن جان میگیرد ! آری در همین سکانس منتظر خوانش رفقای نامبروان در دل کله قندی را آب میکنیم و بعد مجدانه با پذیرایی از نقدهای کوبنده اما سازنده و بررسی های همه جانبه اما تحلیل های یک جانبه و هر آنچه که از زبان و دل همگان بر آمد _ چشم به مانیتور میدوزیم تا فکر دیگران را بخوانیم !!! ... راستی اینجــــا من خیــــــــلی حرف میزنم !... وقتی جو مرا میگیرد خدا به داد طرف جو برسد! البته وقتی عصبانی میشوم افسار احوالم دست خودم نیست و آن وقت زیاد حرف زیادی میزنم ... در کل دختری نازک نارنجی + لوس + پرحرف + خوش اخلاق + ساده + اجتماعی + حساس + خوش قول + احساساتی + راز دار + جو گیر + مسولیت پذیر + کنجکاو + خندان + عشق طبیعت + عاشق رادیو + عجول کمی صبور + و ...هستم!! ضمنا شوخی شوخی ،جدی میگویم و در عین جدیت شوخی میکنم...البته به دنبال کشف خویش نیز هستم ... راستی اگر کسی مرا کشف کرد خوم را هم خبـــر کند !!! آدرس محل سکونت فعلی: دنیا، کهکشان راه شیری،منظومه شمسی،کره زمین،خاورمیانه،قاره آسیا،کشور ایران،استان اصفهان،شهرستان اصفهان،کوچه 121 ،پلاک 67 |
| نویسنده دست به قلم و در قید حیات وبلاگ حاضر |
|
سانـــاز منــوچــهری ساناز منوچهری |
|
RSS
|