تبليغاتX
ژولیده نوشت )!( شیــک و پـیــک
خارج از شوخی و کمی تا قسمتی رسمی ...!
 

بسته بودم با خدا عهدی که تا پایان بمانم بر سر پیمان خویش

گفته بودند بسیار سخت و مشکل است ، پیمان من با خویش خویش

لیک چندی است پیروز آمدم بیرون از عهدم با خدا

چونکه دیدم لبخند او را در وجودم از شادی پیوند خویش

+ نگاشته شده در  دوشنبه 15 مهر1387آنلاین   از سوي سانـــاز منــوچــهری | 
 

 

البته این عکس و نوشته ها را با اجازه بزرگترها از وبلاگ سردبیر محترم روشنا

جناب آقای حسن صنوبری  کش رفتیم !!!!

 

آدرس وبلاگ ایووووووووون : حسن صنوبری ( ایوون )




اولین شب برنامه‌ی روشنا، پخش شبکه‌ی جوان



از سمت راست به چپ ایستاده:
حسن معین: هماهنگی و ارتباطات
حسن صنوبری: سردبیر
افشین حسین‌خانی
فریبرز گلبن: تهیه کننده
پویا شریعت‌پناهی: صدابردار
علی ضیاء: گوینده‌ی پخش


از سمت راست به چپ نشسته:
طوفان مهردادیان: گوینده و بازیگر
اشکان صادقی: گوینده و بازیگر
مهدی استاد احمد: نویسنده

+ نگاشته شده در  شنبه 13 مهر1387آنلاین   از سوي سانـــاز منــوچــهری | 
 

* عاشق ، عشق ، معشوق ...
نمیدانم باید با چه واژه هایی بنویسم تا باور کنی که چقدر عاشقانه دوستت دارم .
نمیدانم عشق چه دردی است که زبان بیان ندارد .
نمیدانم چرا فاصله ها اینقدر دل سنگ اند .
نمیدانم چرا عشق اینقدر بی ملاحظه ، کم صبر و عجول است .
چرا نمی فهمد حال عاشق را ؟ چرا از دل عاشق بی خبر است ؟
عاشقی می گفت :
با عشق ، با ذره ذره ی وجودم دوستت دارم ، حتی اگر به من نگویی آری ،
حتی اگر دستانت از دستانم دور باشد ،
حتی اگر گرمی نگاهت را حس نکنم ،
و حتی اگر هیچ وقت تورا نیابم .
دل تنگ با تو بودنم ، دل تنگ از تو سرودنم .
نمیدانم ، نمیدانم چرا هر زمستان که میشود یاد خاطرات شیرین با تو بودن
وشبستان بارانی چشمانت برایم تداعی میشود .
دیگر توان نوشتن ندارم ، دیگر حتی برای از تو گفتن اجازه نمیخواهم .
ای خدای عاشقان "
عشق چیست که ویرانه میکند دل را ،
عاشق کیست که دیوانه میکند عشق را ،
معشوق کیست که مجنون میکند عاشق را ،
عشق چقدر دل تنگ است ، عشق چقدر دلگیر است ، عشق چقدر بی وفاست .
عشق چرا زبان آدمی را نمی فهمد ،
عشق زبان دل را در می یابد آیا ؟

* عشق مقدس است ...

عشق را در چشمانم بین ،
عشق را بر رفتارم نظاره کن ،
عشق را از دل بیقرارم دریاب ،
و عاشقی هایم را از دل واپسی هایم بشناس .
صدای طپش قلبم را لحظه ایی که چشمانم در چشمان تو خانه دارد حس کن .
چگونه باید بگویم ؟ چرا توان بیان عشق تو را ندارم ؟
چرا عشق اینگونه مقدس است ،که با ندیدنش چشمانم اینگونه بارانی میشود ؟
کاش می شد قدری با عشق راحت بود ،
کاش می شد معشوق حرف دل عاشق را بخواند ،
کاش معشوق الفبای عاشقی را می دانست ،
و کاش معشوق کتاب عاشقی ها را خوانده بود .

با عشق بی تو بودن ، و به عشق با تو بودن ،
ثانیه های بی تورا به امید لحظه های با تو بودن سپری می کنم .
زبانم می گوید اندیشیدن به تو پوچ است ،
اما دلم می گوید با تو ماندن عشق بی نهایت است ...

 
+ نگاشته شده در  دوشنبه 8 مهر1387آنلاین   از سوي سانـــاز منــوچــهری | 
 

هم اینک در ساعت صفر زمان ، میزگردی وبلاگی ـ اینترنتی به وقت همیشه

در دهکده جهانی اینترنت پا به عرصه وجود گذاشت !!!

 

 

پلی نامرئی به گذشته :

چندی پیش که مخ مبارکمان دل در دلش نبود و به دنبال شکار سوژه ایی بود تا کمی از حس رمانتیک احساساتش بکاهد و اندکی هم فاصله بگیرد ... ناگهان خاطره ایی بی هوا آنچنان به ذهن مبارکمان خطور کرد که تا چندی ، با سیر در عالم هپروت مشغولش بودیم . اصلا کل هم اجمعین بی خیال سرنخ ، سوژه ، تله ، رفتن به شکار و این حرف ها شدیم ...

راستش هم اینک ، آنقدر مخ آکبندمان در هم و بر هم است که نمی دانیم باید از کجا شروع بفرماییم تا واژه هایمان بیش از این کش نیابند ... اما مجبوریم فرصت را غنیمت بشماریم و پلی نامرئی به گذشته بزنیم ...

راستش از شما چه پنهان ، هر چند که قدیمی ترها و حتی برخی از همین جدیدی ها هم می گویند : گذشته ها، گذشته !... اما از نظر این بنده حقیر ، گاهی پلی یا میانبری یا همان دنده عقبی به گذشته ها زدن بدک نیست ... چرا که برای زنده کردن خاطرات از دست رفته و البته اندوختن تجربه کافی و وافی برای آیندگان ، هر از چند گاهی ، یادی و نگاهی  به پل های خراب شده که پشت سرمان به تلمبار آواری تبدیل شده اند  ـ خالی از لطف نیست

 

اراده های min  تا mic  برای اهدافی از min  تا  max  :

البته گاهی برخی از اهدافمان هم لابه لایی همین آوارها دست و پا می زنند و برخی هم اصلا سالهاست که خفه شده اند و دیگر نام و نشانی از آنها در تقویم روزگار نیست ................................  برخی دیگر از اهدافمان هم به اراده پفکی ـ پولکی ما پوزخندی را نثار می فرمایند و هر بار تلنگری شدید و بلکم خفیف به وجدان آگاه و نا آگاه ما می زنند که بس است دیگر این همه شیطنت ، بازی گوشی و پشت گوش انداختن ... پس کو ، آن اراده آهنینی که همیشه ورد زبان درازتان بود ؟! ولی خب آنچنان پنبه را در گوش مبارکمان فرو کرده ایم که صداهای خفن را نمی شنویم چه برسد به نجواهای در گوشی و پچ پچ های وجدانی !!! و اصلا به قول معروف کو ، گوش شنوا !!!

البته نگاه به نردبان ترقی و آینده ایی روشن ، حس خوش خوشان آدمی را بسی بر می انگیزاند ـ که البته در پرانتز باید بگویم ( این مورد فقط درباره انسانهای با انگیزه و با اراده ایی فولادین صدق می فرماید ، نه این بنده بی خیال !!! )

البته بر اساس گزارشات واصله از همین دنیا : هر از چند گاهی برخی از آدم های فرصت طلب ، تلاش و پشتکار هم به خرج می دهند اما بر اثر یک بد بیاری اساسی و البته یک غفلت ناگهانی تمامی زحمات بی دریغشان دود می شود و به آسمان هفتم روانه می شود ...   ....    ....   ....   .....   ....   ....   .... آنوقت عده ایی دست  زیز چانه مبارک می زنند و می گویند : چرا هوا این چنین  آلوده شده است ؟!     خب ، یک دلیلش هم به خاطر همین زحمات دود شده آدم های با انگیزه است دیگر !!!  البته فرصت های سوخت شده هم گویا بدجور هوا  را آلوده می فرمایند و ناگفته نماند که برخی ها هم مال و منالشان را آنچنان دود هوا می کنند که گاهی دودش هم در چشم خودشان می رود و هم حنجره برخی دیگر را ناخوش می فرماید !!!

اما با همه این اوصاف و تفاسیر ، باید بگویم : تنها مسئله ایی که هنوز در دنیای مدرن امروز  هنوز به مرحله ایی نرسیده است که جزء مسائل حل نشده و بی جواب روزگار باقی بماند ... تلاش ، سماجت ، صبر و غیره  است ! و این ۳ رمز موفقیت آدم هاست

 لب کلام :

در هر حرفه و عرصه ایی اراده بفرمایید ـ اگر هزاران بار هم شکست میل بفرمایید یقین داشته باشید که آن طعم شیرین عسلیه پیروزیه پایانی ، طعم هزاران شکست تلخ آغازین و میانی راه را جبران می فرماید خواهشنا شک نفرماییییییییییید !!!

خارج از بحث و کمی متمایل به سیاست !!!

راستش از خدا که پنهان نیست از شما رفقای عزیزتر از جان چه پنهان ، چندی است که اصلا از سیاست و سیاست بازی و سیاست مداری و اخبار سیاسی و اینجور قرطی بازی های سیاسی اصلا خوشمان نمی آید ! ( هر چند که سیاست هم از ما خوشش نمی آید ) چندی است که آنچنان آمپر سیاستمان بالا زده که پزشک سیاسی مان تجویز کرده چند مدتی از سیاست و هر گونه رابطه سیاسی فاصله بگیریم تا آبها از آسیاب بیفتد و اندکی احوالاتمان نرمال و حالاتمان کوک شود ...

سخنی چند با شما در باب معذرت !

شرمنده اخلاق ورزشکاریتان که تا بدین جا بنده را همرا بودید اما به گمانم ، باز هم درازه گویی های افکارمان کار دستمان داد ، اساسی ... چرا که فرصت ها را در نیابیدیم و خاطره ایی که قولش را داده بودیم به فراموشی سپردیم ... اما این قول را از بنده بگیرید که در آپ بعدی منتظر یک آپ خاطره ایی ـ پرسشی ـ IQ ایی  باشید !!!  ...

 

 

 

عیدتون عسلی ...

 

اسامی برندگان برنامه رادیویی بوی باران

 

 

+ نگاشته شده در  یکشنبه 7 مهر1387آنلاین   از سوي سانـــاز منــوچــهری | 
 

 

فرار را بر قرار ترجیح دادن خطاست

که مشکل رو مشکل نشاندن جفاست

بمان و بجنگ و بساز با مشکلات

که مشکل چو گردد حل ، آن صفاست

 

سراینده : ساناز منوچهری ، چیزک سرای قرن ۲۱

 

+ نگاشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387آنلاین   از سوي سانـــاز منــوچــهری | 
 

دل نوشته های من ...

 

 

 

 

در نیمه شبی تاریک

 
با دلی شکسته

 
با چشمانی بارانی


وقلبی سرشار


در دل شب


بر سجاده عشقم نشستم

 
احساس کردم وقت دیدار است


سکوت اطراف مرا مهیا ساخت


تا با زبان دل با او سخن بگویم


چقدر صبورانه شنونده حرفهای دلم بود


وچقدر مشتاقانه او را عبادت می کردم



لحظه نابی بود


وقتی که حس میکردم


به من نگاه می کند


مرا می شنود


و باور دارد


حس عجیبی داشتم


قلبم می تپید ...


آسمان


ستاره


شب


سکوت


نجوا


سجاده ام


من


و


او ...



انگار تجارت دل بود که مرا از بی کسی نجات داد


چه تجارت سودمندی بود


وقتی که پایان قرار دلم


خدایی را در قلبم احساس کردم


و


آرامش وجودم را لمس کردم ...



انگار نفر اول صف بی قراری دل مـــــــن بودم ...


+ نگاشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387آنلاین   از سوي سانـــاز منــوچــهری | 
 

خدایا ... با توام با تو


تویی که می دانی که من چگونه ام ، اما باز با منی

خدایا ... با توام با تو


تویی که هر لحظه با منی و من غافلم از تو

تویی که آگاهی از دل سیاهم و رفیق نیمه راه مسیرم نمی شوی


تویی که در دریای طوفانی دل کشتی نجاتم می شوی و ساحل آرامشم

خدایا این تویی که آرزویم را بر آورده می سازی


و این منم که فراموش می کنم

و باز این تویی که فراموشی مرا فراموش می کنی


و باز هم مرا فراموش نمی کنی

پس بار خدایا مرا به حال خود وا مگذار


که بی تو هیچم و بدون تو پوچ ...


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387آنلاین   از سوي سانـــاز منــوچــهری | 
 

من می اندیشم

 

پس هستم !

 

+ نگاشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387آنلاین   از سوي سانـــاز منــوچــهری | 
 

 

آینده فردا نیست ،

آینده امروز است

و

امروز

همان فردایی است

که

دیروز

به دنبالش بودی

...

 

+ نگاشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387آنلاین   از سوي سانـــاز منــوچــهری | 
 
صفحه آنلاين
ايميل رسمی ساناز منوچهری
آرشیو اورجينال
منوی ژولیده نوشت
اندر احوالات و حرف حساب من
سلام دوستان ... من ساناز منوچهری (چیـــزک سرای قرن 21 ) متولد چهارم اردیبهشت ماه فصل قشنگ بهار هستم.@ قبل از هر چیز لازم و حتی واجب میدانم در پرانتز عرض کنم ( این وبلاگ که هم اینک در روبه روی دیدگان شما گشوده شده است ...در وبلاگهای دوستان نامبروان بنده با عنواین < شیک و پیک ؛ ژولیده نوشت ؛ چهارم اردیبهشت ؛ بهار خانوم ؛ خارج از شوخی و کمی تا قسمتی رسمی ، ساناز منوچهری و ... > جا خوش کرده است ...
چهارم اردیبهشت ماه همزمان با سالروز تولد رادیو در ایران عزیز ماست.برای اینکه عشقم را به رادیو ثابت کنم و امروز شصت وهشتمین سالگرد تاسیس رادیو رو در اذهان عمومی به ثبت برسانم تا اطلاع ثانوی نام این وبلاگ (چــــهارم اردیبهشت)شیـــــک و پیــــــک(ژولیــده نوشت ) خواهد بود!

شما چه فکر می کنید ؟!

بعضی ها میگویند این وبلاگ کاملا شخصی است و ورود به حریم خصوصی ممنوع است ! یکی میگوید رمانتیک است.دیگری ادیبانه را کیلیک میکند.آن یکی جدیت را نشانه میرود. دیگری میگوید شوخی میکنی اما منطق اینجا حرف نمیزند! ایشان میگوید خیلی رادیویی است بوی عشق رادیو عجیب به مشام میرسد . البته هستند کسانی که بگویند هیچ در بساط ندارد بی سر و ته مطلق بعضی هم شاید بگویند چه وب چرت ،تهی،پوچ و کچلی !!!وقتی اینجاقدم رنجه میکنیم ... یاد طلبکارامون برامون زنده میشه! آن یکی میگوید: این وبلاگ کمی تا قسمتی چاشنی طنز در بساط دارد!!!! اما کاملا نطنز است ، ادعات نشه طناز نمیشی، زور زیادی نزن !دیگری میگوید: کمی تبلیغاتی است ... لب کلام هر کس جوری به قاضی تشریف فرما میشود و قضاوت میکند . راستش از خودمان که پنهان نیست از شما رفقای جان چه پنهان ، ما خودمان هم نمیدانیم چه مینویسیم !ولی خودمان خیلی از خود راضی هستیم البته از آن لحاظ!چون هیچ وبلاگداری نمیگوید :ماست من ترش است!... گاهی فقط منتظر یک جرقه و شکار سوژه هستیم و به محض شکار، آستین هایمان را تا بنا گوش بالا میزنیم و چشمانمان را روی حدقه زوم میکنیم و بر روی اصل مطلب کیلیک میکنیم و ناگهان حس میکنیم صفحه کیبورد زیر دستان مبارکمان سبز میشود و سر انگشتانمان شروع به حرکت آکروباتیک و تایپ میکنند ... صحنه که حساس میشود اسلوموشن جان میگیرد ! آری در همین سکانس منتظر خوانش رفقای نامبروان در دل کله قندی را آب میکنیم و بعد مجدانه با پذیرایی از نقدهای کوبنده اما سازنده و بررسی های همه جانبه اما تحلیل های یک جانبه و هر آنچه که از زبان و دل همگان بر آمد _ چشم به مانیتور میدوزیم تا فکر دیگران را بخوانیم !!! ... راستی اینجــــا من خیــــــــلی حرف میزنم !... وقتی جو مرا میگیرد خدا به داد طرف جو برسد! البته وقتی عصبانی میشوم افسار احوالم دست خودم نیست و آن وقت زیاد حرف زیادی میزنم ... در کل دختری نازک نارنجی + لوس + پرحرف + خوش اخلاق + ساده + اجتماعی + حساس + خوش قول + احساساتی + راز دار + جو گیر + مسولیت پذیر + کنجکاو + خندان + عشق طبیعت + عاشق رادیو + عجول کمی صبور + و ...هستم!! ضمنا شوخی شوخی ،جدی میگویم و در عین جدیت شوخی میکنم...البته به دنبال کشف خویش نیز هستم ... راستی اگر کسی مرا کشف کرد خوم را هم خبـــر کند !!!

آدرس محل سکونت فعلی: دنیا، کهکشان راه شیری،منظومه شمسی،کره زمین،خاورمیانه،قاره آسیا،کشور ایران،استان اصفهان،شهرستان اصفهان،کوچه 121 ،پلاک 67

پاتوق رفیق فابریکان ساناز منوچهری
یه چیزای اینجا شنیدم !!!در مورد حلقه وب
یادم باشه بخونمش !!!!!
رفیق فابریکان و رفقای نامبروان من اینجا لینک هستند ... لطفا بدون مکث "ایـــنجا" کیلیک بفرمائید ... شما هم به جمع رفقای باحال و شیرین قلم ساناز منوچهری بیوندید ...!
آرشیو همه جوره-درهم و برهم
/ اینجا چه خبره / اینم یه جورشه
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
جیک و پیک ژولیده نوشت
استارت چهارم اردیبهشت
اشعار عشقولانه
اینجا چراغی روشن است!
همینه که هست-بی سروته
کاریکلماتورهای از جنس من!
دلکنوشتهای من
آپ تو دیت-آنلاین
تبلیغات با اسپانسر پنهان
صدای موج رادیو جوان
گیر سه پیچ به این و اون
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود
بازار سیاست
ضرب المثل های عشقــــــی
من یک استعداد نهفته اما کشف نشده
اینجاخبرگذاری پچ پچ
$10 آبان 87 نـــویـــد عزیزم منو تنها گذاشت$
یادمان دوقولوهای افسانه ایی خاندان منوچهری
حرف های قصار از گوشه و کنار
$چیزکان معناگرا اما نطنز شخص خودم!$
داستانک من-داستانچه او
نویسنده دست به قلم و در قید حیات وبلاگ حاضر
سانـــاز منــوچــهری
ساناز منوچهری
شيرين قلمان طناز و رفقاي نامبروان
<*وبلاگی که همه "رفیق فابریکان" من در آن "لینک" هستند > *
بلاگفا
منوچهری- ساناز
*من و رادیـو جـوان* (تالار نقادان رادیو جوان )*
هفتایی های گل
نوش آفرین-مادر بزرگ گلم*
آیسا-هنرمند آینده
خانوم بهار-وبلاگ مرحوم خودمان!
مرادیان-حامد
حس پنجمیان جان!
چیزک سرای قرن21
ساکی-رضا
استاداحمد-مهدی
صنوبری-حسن
موسوی-شکوفه
رفیع-رضا
سمیعی-جلال
مجلسی-فرهاد
پورمحمودی-سعید
صداقتی-فاطمه
22-کاوشگر
دکترگیل آبادی-شهرام
نجف زاده -کامران
چراغ-40
محمدی-حمید
جلیوند-وحید
ترانه-7
صادقی-اشکان
شرافتی-شاهین
شکسته-قاب
ارغوان
نیکوقدم-وحید
بیابانکی-سعید
گردشگری-سایت
حسینخانی-افشین
فکری-میثم
اورنگی-قاسم
مشکینی-حامد
اختصاصی-منطقه
فاضل-خواجه
الشعرا-ابوالفضول
نور ماه-زیر
امیری-مجتبی
رادیویی جوان-باشگاه
رستمی-مهدی
بهرازفر-مبین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM