![]() |
![]() |
|
| خارج از شوخی و کمی تا قسمتی رسمی ...! |
|
این عکس ها و پست از وبلاگ اختصاصی آیسا به سرقت رفته است !!! البته بدون اجازه !!!
من آیسا متولد تیر ۱۳۸۶ هستم. هنوز خوب نمی تونم حرف بزنم.بابام مجبورم کرده که وبلاگ باز کنم. از الان بگم که نگی نگفتی. وگرنه دختر نجیب که عکسای خصوصیش رو نمی ذاره توی وبلاگ.خلاصه تقصیر بابامه.
همیشه در کارهای خانه و مخصوصا ظرف شستن به مادرم کمک می کنم.
هنوز دستم نمی رسد چراغ روشن کنم.اما می توانم خاموش کنم.در ضمن علاقه زیادی به کلاه قرمزی و کلاه قرمز دارم.
اگر چیزی باب میلم نباشد عربده می کشم. بابام هم که از آبروش می ترسه (آخه بابام مدیر ساختمونه) زود به حرفم گوش می ده.
اشتباه نکنید. این عربده نیست.فقط خمیازه ست. ها ها ها ... بعد از حموم همیشه خوابم می گیره. اخه آدم عکس حمومیه دخترش رو می ذاره توی اینترنت. امون از غیرت باباهای الان..
بعضی وقتا خیلی دختر خوبی می شم... مثل الان...
راستی من عاشق جوجه کبابم.... هرچی بابام توی رادیو کار می کنه باید واسه من جوجه کباب و پوشک اعلا بخره. بچه همینه دیگه
راستی من ۲ شنبه ها می رم بیسبال.... اینم لباسامه... قشنگه؟
اشتباه نکنید... این آخرین طرح جورجیو آرمانی نیست..... شلوارک بابامه ........... خوشتون میاد از سلیقه م...
من به جز بیسبال به ورزش تاب بازی هم علاقه مندم ..... دیگه حوصله م از اینترنت سر رفت... بای بای
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ==============================================
آیسا سلام ، چطوری ؟ خوش اومدی به وبلاگ به دنیای مجازی خوش اومدی آیسا جون انگار تو از بابایت یوخدچی طناز تری پوشک فرد اعلات تو شلوارت ولو شده شستن ظرفا آیسا جون امروز دیگه تموم شده سوار تاب بازی میشی غل میخوری تاب میخوری ژستت با تیپ بیسبالت خیلی قشنگ و عالیه شلوارک جورچین بابات ، وای گلکم بهت میاد موقع خواب یادت باشه کلید رو خاموش بکنی البته باز بهت بگم داد و هوار رو بی خیال آیسا جونم یادت باشه چیزک رو تایید بکنی دوست دارم خیلی زیاد ، زیادی قربونت برم ============================================
اثری ییهویی به ذهن مبارک رسیده ساناز منوچهری چیزک سرای قرن 21 در وصف قشنگی های کوچولویی که دارد بزرگ می شود هنرمند تمام اعصار ( آیــــسا[گل])
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
در دل ای عشق سخن ها زتو دارم ، اما ...
می خواهم از عشق بنویسم از همان واژه ایی که با آنکه با آن بیگانه نیستم ، اما گویی بیگانه ام ! چرا که هنوز راز عشق و عاشقی را نیافته ام . نمی دانم شاید عشق نهایت دوست داشتن باشد شاید عشق به گونه ایی دیگر ، دوست داشتن باشد شاید عشق ، نگاه ساده ای ، دل پاکی ، قلب عاشقی ، لبخند زیبایی و آتش سوزان دوست داشتن باشد. از عشق که می گویم گاهی دلم سخت تنگ می شود و گاهی لبریز گاهی آنقدر با عشق حرف ها دارم که از عشق سکوت می کنم و گاهی از عشق سخن نمی گویم اما دلم سرشار از عشق است . عشق واژه ی غریبی نیست
عشق تنهایی عاشقی است که دل در نگاه معشوق دلش دارد عشق انتظار معشوقی است که آمدن عاشقش را انتظار می کشد عشق سادگی نگاهی است که دل در چشمان زیبای تو دارد عشق طپش قلبی است که دل در سینه ی تو دارد عشق نقش لبخند قشنگی است بر لبانت عشق در لبخند نگاه توست عشق در چشمان سر شار از عشق توست عشق دل اسیر شده ی عاشقی است در محبت نگاهت عشق آرزوهای رویایی و قصر های خیالی اول آشنایی است عشق غم غربت و تنهایی لحظه ی جدایی است عشق دل تنگی معشوقی است که در حسرت دیدار عاشق ، لحظه ها را می شمارد عشق دل واپسی عاشقی است که در کوچه پس کوچه های عاشقی در طلب عشق باز هم می رود عشق وقتی می آید همه چیز را می برد عشق وقتی می آید عاشق را آنچنان شیفته ی عشق می کند که عشق را نمی فهمد . عشق به سادگی ، با یک لبخند ، بایک نگاه ، بایک دل عاشق با یک دست گرم ،با یک محبت نگاه ، با یک صداقت قلب و با نهایت عشق می آید عشق گاهی آرام آرام می آید و گاهی مانند برق و باد از نمی دانم کجا می آید ... اما بی خبر می آید دل را می برد و گرفتار و اسیر عشق می کند .
عاشق ترانه های عاشقانه ام عاشق حرف های صادقانه ام دیوانه ی عشق های دلانه ام منتظر گفتگویی صمیمانه ام !
اثری از شخص خودمان ... |
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
امان از درد بی وقتی !
وقت اینجانب طلاست به هر کس ندهندش فرصت عشق قشنگ است به نا کس ندهندش
وقت مکالمه ... ! دیالوگ یا مونولوگ ؟! ... مسئله این است !
اگه وقت داشتم همه وقتم رو صرف فرصتای از دست رفته میکردم !
زمان می گذرد ... وقت طلاست ... فرصت ها را دریاب ... شانس یه بار در خونه آدم رو می زنه ... وقت قبلی بگیر ... وقت گرفتن دنگ و فنگ داره ... چند وقته واسش وقت گذاشتی ؟... من وقت سر خاروندن ندارم ، اونوفت شما با یارو وقت ملاقات میذاری ؟... زمان رو از دست نده چون این آخرین فرصتیه که در خونه ات رو زده ... وقتت آزاده ؟ چند دقیقه از وقتت رو بگیرم ؟! ... من وقتم رو از سر راه نیوردم ... وقتم پره ... نمی دونم واسه شما وقت دارم یا نه ؟! ... اگه فرصت کنم و وقتش پیش بیاد ... ا... انگاری وقت خداحافظیه ! ... به فلانی سر زدی ؟! ... تا حالا وقت نکردم ! اگه وقتم آزاد شد ، فرصت داری با هم بریم دیدنش !؟ ... وقت و بی وقت مزاحم من نشو ! ... سر وقت بیا سر کلاس ، دفعه دیگه دیر اومدی اصلا نیا ! ... ... ... ... آخ ... امان از درد بی وقتی ! ...
کاش ما آدما یه وقتایم واسه همدیگه وقت میذاشتیم ! کاش وقت داشتیم حداقل جواب سلام همدیگر رو بدیم ! کاش وقتمون رو وقف وقت شناسی می کردیم ! کاش یادمون نره که وقت این زمونه تخته گاز میره ! و برای اینکه از غافله عقب نمونیم باید پا به پاش همراهیش کنیم ! کاش گاهی وقتا خودمون ، خودمون رو تحویل می گرفتیم ! کاش اگه احساس می کنیم دیگران ما رو درک نمی کنن حداقل خودمون ، خودمون رو درک کنیم !
اصلا بیایم گاهی وقتا به جای قربون صدقه دیگرون رفتن ، در بس قربون خودمون بریم ! گاهی وقتا خومونو ماچ کنیم ! گاهی وقتا خودمون رو حسابی تحویل بگیریم و تنهایی تشریف ببریم کافی شاپ !... واسه کارای مثبت خودمون به خودمون هدیه بدیم ... جایزه مون میتونه رفتن به پارک ، کافی شاپ ، کافی نت ، سینما ، تئاتر ، رستوران ، کوهنوردی یا هر چیزی که با هاش خوشحال میشیم و احساس آرامش میکنیم، باشه ...
فقط مهم اینه که تنهایی باشه و فقط واسه دل خودمون ، دربس !
میتونیم از همین امروز شروع کنیم ... واسه خودمون یه کارت پستال شیک و پیک بخریم ... نوشابه بدون گاز باز کنیم ! ( آخه میگن گاز دارش ضرر داره ! ) کافی شاپ تنهایی بریم و به اندازه کافی و وافی از خودمون پذیرایی کنیم ... یه شاخه گل رز خوشگل به خودمون هدیه بدیم .......................................
یا ... دل بخواهی ! هر چی دلت ، دلش خواست بهش بده ... عقلت رو بذار تو صندوقچه دلت و دلت رو به کار بنداز ...
لب کلام " : یه فرصت با تایم کوتاه به خودمون بدیم و از خودمون بپرسیم !؟
* چند وقته واسه هیچ کس وقت نداری ؟! * * چقدر وقت کشی کردی و فرصت از دست دادی ؟! * * چند میگیری وقت بیاری ؟! * * اصلا واسه خودتت چقدر وقت میذاری ؟؟؟! *
راستی وقت کردی ... یه سری به ما بزن !
امضاء ... یه دختر وقت شناس و فرصت طلب !
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
من پلاسمای حس پنجم را زیر آلاچیق رادیو جوان لمس می کنم !
چیزکی ریتمیک با فاز رپ برای آلاچیق !
ای داد ای هوار شروع شد آلاچیق سوت میزنم ، میپرم تو هوا ، حالا جیق به به عجب هوایی ، چقدر ملسه ! اوه اوه که شروع شد بازم یه جلسه چند تا رفیقیم ، همه دور هم می شینیم گپ می زنیم ، حال می کنیم چونکه جوونیم عصرمون شده دیگه گفتن و گل شنیدن اگه میخوای تو هم بیا آلاچیق آماد اس واسه شنیدن آی جوونا آلاچیقمون شیک و پیکه حرف نداره هر طرفش یه آدم فابریکه اما نیازی به برف نداره حرف هر شنونده واسه خودش محترمه اینجا نظرا همه شون رو بورسه خفنه اینجا حرفامون حرفه ، ۳ سوته عمل میکنیم پاش بیوفته جون تو ، پای بد خواها رو قلم میکنیم زیر آلاچیق یه عصرونه توپ تو رگ بزن بعد اون هر جور خواستی با شورای آلاچیق حرف بزن اینجا پارتی بازی دیگه معنی نداره پارتی داریم دور همیم اما دهن بینی نداره اینجا فقط به شادی ، خندیدن و هپی بودن پل میزنیم غم و غصه رو بی خیال! فاز نمیده ،واسه این شل میزنیم امروز آلاچیق تولدشه تازه کلنگشو زدیم گلکم واسه از تو گفتنه که شاید یه کمی لنگ میزنیم ! پاشو گوشی رو بردار بتماس از خودت بگو دویست بیست چل هزار ، دویست بیست پنجاه ، نهصد و پنجاه و دو !!!
اثر : " ساناز منوچهری ( شخص خودم ! )* شیــــــــــــــــک و پیـــــــــــــــــــــک *
امضاء ... یه دختر فانتزی ـ فابریک از آلاچیق شیک و پیک !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از دنیای علم چه خبر ؟ ...... پلاسما استارت خورد !
جوانان خلاق ایرانی"
جرقه ی استعداد خود را با پلاسما شعله ور کنید .
آدرس کهکشان علم ، دانش ، فن آوری و نو آوری را از پلاسما جویا شوید .
پلاسما مسیر ها را برای کشف استعداد های نهفته هموار می کند .
پلاسما کاری از گروه جوان و دانش رادیو جوان پلاسما شنبه تا ۴ شنبه ، ۱۱:۴۵ الی ۱۲ :۳۰ ۵شنبه ، ۱۲ الی ۱۲: ۳۰
امضاء ... یه دختر پلاسمایی !
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
مدرک همه آن نیست که در کوزه گذاریم مدرک همه آن است که بر سر بگذاریم |
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
ای دوست تولدت مبارک
بابایی گلم تولدت مبارک !
جشنی نباشد زیبا تر از این
شمع از تو روشن کیک از تو
شیرین
۱۲ تیر ماه
سالروز تولد پدر خوش توقع و عزیزم مبارک
پدر عزیزم " سیامک خان منوچهری
ژنرال خوش اندام خاندان بزرگ منوچهری
تولدت هزاران هزار بار
مبارک ، شاد ، خوش ، اکتیو ...
امضاء ... ساناز ( دختر یکی یه دونه تون ! )
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
به همین سادگی "
دل را به دریای عاشقی زدم تا از ساحل عشق و غروب عاشقانه ی دریای دل ، صادقانه بنویسم . چند گاهی است که به آسمان آبی شب دل می سپارم چند گاهی است که به شمارش ستارگان شب ، خیره می شوم . چند گاهی است که رنگین کمان قصر خیالیم را زیباتر می یابم . چند گاهی است که دلم را اسیر شده ی عشقی پاک در می یابم . و چند گاهی است که رنگ و بوی عاشقی را حس می کنم . انگار عاشقم ، انگار ... نمی دانم ...! یعنی به همین سادگی عشق را به دل ها ، هدیه می کنند ؟ ای عشق تو چیستی ؟! چرا اینگونه بی خبر می رسی ؟ چرا وقتی می آیی همه چیز را از عاشق می ربایی و به سادگی عشق او لبخند می زنی و دل را اسیر عشق می کنی . آه ... ای خدای عاشقان " می بینی چقدر فاصله ها دورند ، می بینی سنگ صبور عاشقان چگونه دل تنگ می شود . وقتی عاشقی طلوع به تو انتظار می دهد و غروب به تو دل تنگی بازهم می گذرد زمان ... ثانیه ها ... ثانیه ها ... بایستید ! قدری تامل کنید ! وای ... چه آشوبی در دل به پا می شود وقتی که عشق می آید .
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
کمی با خودم خلوت می کنم ... شما هم تشریف بیاورید !
کاملا مستند و به دور از حواشی ! چندی پیش یک بنده خدایی را که گویی اتفاقا سر درازی در سرکــــار گذاشتن دیگران داشته ... دارد و در آینده نیز خواهد داشت را بر سرکــــــار گذاشتم ... اساســــــــی ! ( البته جسارت نباشد و گوش شیطان کر ؛ منظور همان سرکاری از نوع خالـــی بندی در حیطه بیکـــاری است .اصلا چرا راه دور برویم همان فیلم کردن خودمان منظور است .) امـــــا گویا به این عزیز دلبند ، آنچنان بَر خـــورد ، که ما را به گونه ایی از کار بیکار کرد ! که به گمانم تا آخر عمرمان هم از هر گونه اشتغال زایی و سر کار گذاشتن دیگران بر حذر باشیم ! به هر حال سر کاری ، بعض بیکاری ! البته فراموش نشود که این اتفاق در همان زمانی که شرایط روحی ، روانی و جسمی مان در هم و بر هم بود و به زمین و زمان وحتی آسمان هم گیـــر سه پیچ می دادیم برایمان متفق شد . اما گویا حال که سرمان به سنگ خورده است و نفهمیدیم از کجا خورد و حال که دوزاریمان افتاده است که مرتکب اشتباهی سخت گشته ایم ؛ طـــــرف و دوستانش طاقچه بالا گذاشته اند و جواب ما را با بــــی خیـــالی پاسخ می دهند. انگار ما منتمان را از سر 4 راه خریداری کرده ایم که اینگونه با ما سر ناسازگاری دارند و آنچنان از بالا به ما نگاه می کنند که گاهی ما را ریز می بینند و گاهی اصلا نمی بینند و حتی اخیر زیر آب ما را هم می زنند ، شدیــــد ! و شخصیتمان را زیر علامت سوال می برند تا جایی که باعث تشویش اذهان عمومی و غیر عمومی گشته ایم . نکته ایی که در این مسئله مهم یافتیم نصیحتی بود که چند صباحی پیش یکی از طنازان این زمانه به ما آموخت " کـــه : با خـــرد و کـــــلان شوخــــــی مکن ! با کودکان اصلا ! ...... چرا که پُــــر رو گستاخ می شوند . و با بزرگــــان هرگز و ابــدا ! ..... چرا که ........( باور کنید فراموش کرده ام ، شاید اگر فراموش نمی کردم با هر کسی شوخی نمی کردم ... عجب حکایتی شده است ... آلزایمر زود رس ما هم در ابتدای جاده ی پر پیچ و خم جوانی برای خودش حکایتی است ) البته از این ماجرای شگفت انگیز چند نکته دیگر نیز استنباط کردیم . نکته اول و اساسی و حیاتی اینکه ، شاید ماهم باید جنبه مان را اندکب افزایش بدهیم و خودمان را در حد واندازه ی هر کس و ناکسی نبینیم که بخواهیم با هر کسی که – اگر حتی حقش هم باشد – به ناچار از سر بیکاری شوخی کنیم . چراکه کاشف به عمل آورده ایم که با طنازان مکن شوخی که رنج بــــی شمار آرد ! نکته دیگر اینکه بیکاری بد دردی است ! پس مسولین جان خواهشنا دست به کار شوید ! زبانمان گیسوانش را بافت و گل سرش را هم زد ... پس شما چه کاره اید ؟! مــــــا چه کاره ؟!.... آخر از خدا که پنهان نیست از مسولین چه پنهان میترسیم اینبار هم ما دست به کار شویم و باز کار دست خودمان و دسته گل با آب دیگران بدهیم ! نکته دیگر اینکه وقتی تشنه و گرسنه از بیرون به درون منزل تشریف فرما شدیم و دلمان هوس ساندویچ عصرانه کرد جدی نگیریم و فبل از عزیمت به منزل همان بیرون همبر گری ، چیز برگری ،فست فودی و لاصه چیز گودی در رگ بزنیم تا بلکه شارژ شویم . تا گشنگی به سرمان نزند و بلا به سر دیگران نیاوریم و دیگران هم بر ما غضب کنند و خشمشان بر ما چیره گردد ... اساسی ! نکته بعد خارج از بحث و کمی متمایل به موضوع ؛ تا آن حدی که حافظه ام یاری می کند... یادم می آید چند سال پیش تئاتری را با هنرمندی یک سری از دوستان ، تماشا کردیم که از بس خوشمان آمد ، چند باری تکرارش کردیم . دروغ چـــــــــــــــــــــــــــرا ؟! نکته ی خوبی هم که در این قضیه پی بردیم که خالی بندی زیادی و شوخی بیجا ، گاهی وقت ها آدمی را دروغگو می کند و بدتر از همه دروغ دروغ می آورد و می توانم با جرات سخنم را بر کرسی بنشانم که در عصر تکنولوژی یک دروغ میکروسکوپی زمینه ساز یک دروغ غول پیکر و آسمان خراش می شود و البته دروغگو هم از ماقبل تاریخ به امروز کم حافظه بوده است . هر چند که قدیمی تر ها می گفتند دروغگو دشمن خداست . نکته دیگر اینکه اگر بخواهی امروزه در هر محفلی با هر کسی زیاد شوخی کنی ( البته کمی بیجا منظور است ) دیگران را از خود دور می کنی و رابطه ات با اطرافیان شکرآب می شود و در واقع فوت و فن خاصی دارد شوخی کردن هم ... خلاصه نباید همین جوری بی هوا شوخی کرد چرا که حتی اگر روزی روزگاری در جایی حقیقت ماجرا را هم بگویی دیگران دروغ تلقی می کنند ... واگر خالی بندی هم کنی باز هم دروغ تلقی می کنند خلاصه تا تلقی به دروغی تولوق می شود با دروغگویی انگشت نمای کذاب می شوی و همان چوپان دروغگوی خودمان ! نکته پایانی اینکه آدمی شاید خودش را با ممارست و مشقت بسیار بتواند عوض کند امـــا دیگران را بعید می دانم! و مهمتر از همه هر چه کنی به خود کنی ؛ گر همه نیک و بد کنی و از هر دست بدی از همون دست پس میگیری . میروم سر اصــــــــــــــل مطلــب، کمی متمایل به ابتدای ماجرا و لب کلام نتیجه اورجینال ! گویا آفتاب تا همیشه پشت پرده نمی ماند و به سر ما هم می زند ! چرا که موج مثبت امیـــــــــــــد التفاتی بس عمیـــــــــــق به ما اعطا و ارزانی داشته است . آخر می دانید! چندی پیش آوایی را شنیدم که می گفت : انرژی های مثبت و نیک خودتان را بر روی گله و شکایت و بــدی ها زوم نکنید و مدام بر روی بدبختی ها کیلیک نکنید و نا به سامانی ها و نداشته هایتان را به رخ نکشید و نا نق زدن زیادی و غر زدن اضافه قایق هایتان را غرق و کشتی هایتان را به گل ننشانید و اجازه دهید قطار سعادتمندی شما بر روی ریل های خوشبختی با آرامش مثبت در حرکت باشد ... خوش بین باشید و امیدوار ...و شاکر نعمات خداوندی ... که در این گیتی هر آنچه که بخواهید از آن شماست ... فقط باید بخواهید و همت به خرج بدهید وتلاش کنید به همراه سعی و پشتکار برای رسیدن به هدف اورجینالتان و دست یابی به خوشبختی درونی لب کلام اینکه ... الهی به امیـــــــــــد تو ؛ نـــــــــه به امـید خلــــــق روزگار امید است هر کس به اندازه ی صداقتش وفاداری را جذب کند . امضا " کسی که گاهی خوب نمی داند !
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
با حــــــــس پنجـــــــــــم ، فصلی تازه را در عرصه صدا تجربه کنید !
حس اول تو رو دیدن از نگات منظره چیدن حس دوم افتخاره از تو گفتن و شنیدن حس سوم عطر یادت تو هوای من پیچیدن حس بعدی زیر بارون مزه ی عشق رو چشیدن لمس یادت ته دنیا ، کشف یه خاطره گم حس پیدا شدن صبح ، حس آخر ،حس پنجم
اثر " هامش ( حامد مرادیان )
تولد یه حس تازه با احساساتی طنز بر همگان شاد و نیک
حـــــــــــــس
پنجـــــــــــــــم تولــــــــــــدت مبـــــــــــــــــارک
ح س ۵ م
امضاء ... یه دختر احساساتی با احساساتی فابریک !
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
تنهایی و غربت سخته ای مادر غم دوری تو چه دردیه مادر آتیش می زنه به قلب داغونم تو می دونی که من بی تو نمی مونم سرمو تو بگیر رو دامنت مادر بکش دست نوازش به سرم مادر بذار داد بزنم ، گریه کنم مادر بازم بگم هنوز محتاجتم مادر مادر ... مادر ... تو تنها باور و یاورم مادر دوای دردمی ای جون مادر بگو مادر کجایی ؟ تویی که جون پناهی واسه دردای این دل ، تو تنها آشنایی شکستی با غم من ، تو خوردی غصه ی من فدای خاک پاتم ، تو ای تاج سر من ببین بی تو دلم دنیای درده چه غمی توی این دل لونه کرده واسه یاده قدیما ، بچگیا دلم تنگه هوای تو رو کرده تنهایی و غربت سخته ای مادر غم دوری تو چه دردیه مادر آتیش می زنه به قلب داغونم تو می دونی که من بی تو نمی مونم
ترانه سرا " ایلیا منفرد عزیز
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
و خداوند زن را آفرید ...
روز مادر ... روز زن ... روز بانوان ... روز دختران ... روز خانوم ها و روز همه مهربانان این زمانه هزاران هزار بار مبارک و شاد .
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
رفتن دلیل نبودن نیست گاهی برای ماندن باید رفت |
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
بر تک تک طنازان نامبر وان ایران زمین به ویژه استــــــاد رضا رفیع عسلی و شکرین باد ![]() ![]() ارزو می کنم عمرش به قد عمر کره زمین باشد و همیشه پر رونق و عسلی باشد ![]() چیــــــــــزکی ییهویی برای بیستمین شب شعر شکر خند ![]() امیــــــداست با چیزک بنده رفقا فرصت داشته باشند که تا فردا غروب بخندند به عدم رعایت قواعد سرودن چیــــــــــــــــــــــــزک ![]() ( کـــــــــاش مــــا هم ! )
|
|
+ نگاشته شده در
آنلاین از سوي سانـــاز منــوچــهری |
|
|
صفحه آنلاين ايميل رسمی ساناز منوچهری آرشیو اورجينال منوی ژولیده نوشت |
| اندر احوالات و حرف حساب من |
سلام دوستان ... من ساناز منوچهری (چیـــزک سرای قرن 21 ) متولد چهارم اردیبهشت ماه فصل قشنگ بهار هستم.@ قبل از هر چیز لازم و حتی واجب میدانم در پرانتز عرض کنم ( این وبلاگ که هم اینک در روبه روی دیدگان شما گشوده شده است ...در وبلاگهای دوستان نامبروان بنده با عنواین < شیک و پیک ؛ ژولیده نوشت ؛ چهارم اردیبهشت ؛ بهار خانوم ؛ ساناز منوچهری و ... > جا خوش کرده است ...
چهارم اردیبهشت ماه همزمان با سالروز تولد رادیو در ایران عزیز ماست.برای اینکه عشقم را به رادیو ثابت کنم و امروز شصت وهشتمین سالگرد تاسیس رادیو رو در اذهان عمومی به ثبت برسانم تا اطلاع ثانوی نام این وبلاگ (چــــهارم اردیبهشت)شیـــــک و پیــــــک(ژولیــده نوشت ) خواهد بود! شما چه فکر می کنید ؟! بعضی ها میگویند این وبلاگ کاملا شخصی است و ورود به حریم خصوصی ممنوع است ! یکی میگوید رمانتیک است.دیگری ادیبانه را کیلیک میکند.آن یکی جدیت را نشانه میرود. دیگری میگوید شوخی میکنی اما منطق اینجا حرف نمیزند! ایشان میگوید خیلی رادیویی است بوی عشق رادیو عجیب به مشام میرسد . البته هستند کسانی که بگویند هیچ در بساط ندارد بی سر و ته مطلق بعضی هم شاید بگویند چه وب چرت ،تهی،پوچ و کچلی !!!وقتی اینجاقدم رنجه میکنیم ... یاد طلبکارامون برامون زنده میشه! آن یکی میگوید: این وبلاگ کمی تا قسمتی چاشنی طنز در بساط دارد!!!! اما کاملا نطنز است ، ادعات نشه طناز نمیشی، زور زیادی نزن !دیگری میگوید: کمی تبلیغاتی است ... لب کلام هر کس جوری به قاضی تشریف فرما میشود و قضاوت میکند . راستش از خودمان که پنهان نیست از شما رفقای جان چه پنهان ، ما خودمان هم نمیدانیم چه مینویسیم !ولی خودمان خیلی از خود راضی هستیم البته از آن لحاظ!چون هیچ وبلاگداری نمیگوید :ماست من ترش است!... گاهی فقط منتظر یک جرقه و شکار سوژه هستیم و به محض شکار، آستین هایمان را تا بنا گوش بالا میزنیم و چشمانمان را روی حدقه زوم میکنیم و بر روی اصل مطلب کیلیک میکنیم و ناگهان حس میکنیم صفحه کیبورد زیر دستان مبارکمان سبز میشود و سر انگشتانمان شروع به حرکت آکروباتیک و تایپ میکنند ... صحنه که حساس میشود اسلوموشن جان میگیرد ! آری در همین سکانس منتظر خوانش رفقای نامبروان در دل کله قندی را آب میکنیم و بعد مجدانه با پذیرایی از نقدهای کوبنده اما سازنده و بررسی های همه جانبه اما تحلیل های یک جانبه و هر آنچه که از زبان و دل همگان بر آمد _ چشم به مانیتور میدوزیم تا فکر دیگران را بخوانیم !!! ... راستی اینجــــا من خیــــــــلی حرف میزنم !... وقتی جو مرا میگیرد خدا به داد طرف جو برسد! البته وقتی عصبانی میشوم افسار احوالم دست خودم نیست و آن وقت زیاد حرف زیادی میزنم ... در کل دختری نازک نارنجی + لوس + پرحرف + خوش اخلاق + ساده + اجتماعی + حساس + خوش قول + احساساتی + راز دار + جو گیر + مسولیت پذیر + کنجکاو + خندان + عشق طبیعت + عاشق رادیو + عجول کمی صبور + و ...هستم!! ضمنا شوخی شوخی ،جدی میگویم و در عین جدیت شوخی میکنم...البته به دنبال کشف خویش نیز هستم ... راستی اگر کسی مرا کشف کرد خوم را هم خبـــر کند !!! آدرس محل سکونت فعلی: دنیا، کهکشان راه شیری،منظومه شمسی،کره زمین،خاورمیانه،قاره آسیا،کشور ایران،استان اصفهان،شهرستان اصفهان،کوچه 121 ،پلاک 67 |
| نویسنده دست به قلم و در قید حیات وبلاگ حاضر |
|
سانـــاز منــوچــهری ساناز منوچهری |
|
RSS
|