ساناز منوچهری اجرای نمایشنامه رادیویی

جشنواره تئاتر دانشجویی آسمان
www.theatreaseman.blogfa.com
بنر جشنواره : طراح بنر : وحید سعادت مطلق

بنر جشنواره : طراح بنر : وحید سعادت مطلق
به
گزارش ستاد جشنواره تئاتر دانشجویی آسمان ساناز منوچهری دانشجوی کارشناسی
سینما با حضور در بخش نمایشنامه خوانی در بخش بازبینی به مرحله اجرا رسید.
جشنواره تئاتر دانشجویی آسمان 2شنبه تا 5 شنبه 25 تا 28 اردیبهشت 91 در
اصفهان برگزار خواهد شد
جشنواره تئاتر دانشجویی آسمان
نام اثر : خانم شادی بر اساس نمایشنامه آقای شادی دیوید ممت

نقش خوانان : ساناز منوچهری، رضا تاجمیر
کارگردان : ساناز منوچهری
تهیه کننده : سیامک منوچهری
طراح دکور ولباس : ساناز منوچهری
انتخاب موسیقی : مسعود ایران فدا
زمان اجرا : ۲۵ اردیبهشت ۹۱ ساعت ۱۷
بخش رقابتی : نمایشنامه خوانی
مکان اجرا : بلک باکس دانشگاه ( طبقه سوم )
با سپاس از رضا مهدوی هزاوه ،حمید حاجی اکبری، سینا صالحی، مرضیه صبوخانیان، البرز منوچهری،عاطفه نقوی ، علی شیرازی ،جلال بهمنی

خلاصه نمایشنامه :
یک
گوینده رادیو از یک ایستگاه رادیویی نامه های شنوندگانش را می خواند و به
آن ها پاسخ می دهد . گوینده ایی که شنوندگان او را امین حرف های خود می
دانند و با او مشورت می کنند .
در این اجرا 3 نامه خوانده
می شود و در بین هر نامه یک تنفس با فاصله موسیقی جاز و بلوز همراه است،
نامه ایی محرمانه نیز با اسمی رمزی پاسخ داده می شود.
ساناز منوچهری برای جذابیت
کار قرار است با دو شخصیت سازی کار را اجرا کند .و با شخصیت خواننده نامه و
پاسخ دهنده با تغییر صدا این نمایشنامه را اجرا کند.
نمایشنامه " آقای شادی"
نوشته دیوید ممت نویسنده امریکایی است.این اثر نام برنامه ایی است که سال
1934 از یک ایستگاه رادیویی در امریکا پخش شده است و در سال 2012 در بلک
باکس در اصفهان توسط ساناز منوچهری اجرا خواهد شد.
جلسات تمرین من !
همان
گونه که برهمگان واضح و مبرهن است،هر تئاتری قبل از اجرا بسته به کم و
کیف اثر، جلسات تمرین متعدد و مستمر دارد. و در این جلسات تمرین از خوانش
ساده متن تا آکسان گذاری،تحلیل شخصیت،نقش خوانی،سفید خوانی متن،ادای درست
کلمات،وزن آهنگین جملات،تمرین بیان و ... با نظارت کارگردان،مورد بررسی تیم
تئاتر قرار می گیرد.
از آنجایی که اثر من یک اثر
تک پرسوناژی بود. برای تمرینات خودم از هر لحظه ایی بهره می گرفتم.
پلاتوهای تمرین نمایشنامه برای من تمام مکان ها و لحظه هایی بود که بودم.
من دختر پر مشغله ایی هستم
با ذهنی مملو از فکرهای گوناگون که هر لحظه خواسته یا ناخواسته از هر سویی
سوسو می زنند، برای همین از هر لحظه ایی که لحظه می شد برای تمرین بهره می
بردم.
من در اتاق خودم در منزل پدری،دانشگاه، اتوبوس،تاکسی،پارک،کتابخانه، پشت میز کامپیوتر برای خودم تمرین گذاشتم.
در بستر خواب قبل از خواب
بعد از بیداری تمرین می کردم.در مسیر دانشگاه در مینی بوس، نمایشنامه دیوید
ممت را ورق می زدم.حتی در کافی شاپ و کافه وقتی منتظر آماده شدن لیست
منوی سفارش بودم ، آقای شادی می خواندم !

( این رادیو را تهیه کننده کارم سیامک منوچهری که پدر عزیزم هستند از طریق یک واسطه رادیوهای قدیمی برای من تهیه کردند و این یک عکس اورجینال است که توسط ایمان مهتابی گرفته شد و با چه مشقتی من این رادیو را در کوله پشتی البرز حمل کردم و تا دانشگاه بردم تا این عکس و عکس های دیگر شکار شد )
حاشیه حواشی
لازم به توضیح است این نمایشنامه "آقای شادی" نام دارد و کاراکتر قصه یک گوینده مرد در یک استودیو رادیویی است.
اینجانب
بعد از بررسی دقیق متن ،از آن جایی که احساس کردم هیچ خللی در اصل قصه
وارد نمی شود، این کاراکتر را به زن تغییر دادم و با نهایت ریسک خودم
مسولیت اجرای آن نقش را برعهده گرفتم!
همچنین لازم است توضیح دهم
،اثر بنده درابتدا و از ابتدا در بخش تئاتر صحنه ایی ثبت نام شد. اما شاید
عجیب باشد- به دلیل اینکه یک هفته قبل از تاریخ بازبینی دچار سرماخوردگی
شدید شدم و کاری که به شدت وابسته به صدا بود را نتوانستم به جشنواره
برسانم.
البته حتی در آن روزهای
ناخوش احوالی بارها به دوستان و آشنایان تاکید کردم که باید این رکورد
ناخوش احوالی را در کتاب گینس ثبت کنند- آن هم در چنان روز حساس وحیاتی که
ویروس های بی انصاف سرماخوردگی به جان تارهای صوتی و سیستم دفاعی بدنمان
افتادند- اما از آنجایی که دستمان به کتاب گینس راه نبرد،امید است که این
فاجعه ی دلخراش و بهت بر انگیز را در بولتن جشنواره تئاتر دانشجویی آسمان
زیارت کنیم تا آیندگان بدانند و بخوانند زمانه چگونه ما را از صحنه به
نمایشنامه خوانی پاس داد و بنده را بر آن داشت که خیال صحنه را از سر بیرون
کنم و به اجرا به سبک نمایشنامه خوانی بیاندیشم.
لازم به ذکر است حتی در
روزهای ناخوش احوالی یک بار هم اثر را با لطف هم کلاسی خوبم فاطمه بهروز
ضبط کردیم .اما چون از کیفیت کار و مخصوصا صدای نا به هنجار خودم رضایت
نداشتم و از طرفی روز بازبینی به اتمام رسیده بود. این بود که این اثر به
بخش نمایشنامه خوانی، ناخواسته یا خواسته شوت شد.
و از آن جایی که بنده از ما
ه ها قبل حتی به دکور،موسیقی، لباس و دیگر موارد اندیشیده بودم و با طراح
صحنه ( مسعود ایران فدا ) مشورت های خاصی در طی جلسات مهم و حیاتی داشتم .و
برای دکور استودیو رادیویی ام مقداری تجهیزات خریده بودم،حقیقتش، دلم
نیامد تجهیزات خریداری شده روی دستم بماند، و از طرفی نمی خواستم هزینه ی
زمانی که مشورت و خرید کردن برای طراح صحنه ام داشت، سوخت شود. ترجیح دادم
این نمایشنامه خوانی را اگر در مرحله بازبینی پذیرفته شد با میزانسن اجرا
کنم .
جای دارد از همین جا از
مسعود ایران فدا،هنرمند خلاق،طراح دکور،لباس و پوستر اثرم که در انتخاب
موسیقی هم مرا مشاور بود شدیدا تشکر کنم و از اینکه وقت و بی وقت وقت
ارزشمند و گرانبهایش را صاحب شدم و از طریق تماس تلفنی ،ارتباط اس ام اس و
دیدار فیس تو فیس در مکان های مختلف به خصوص کافی شاپ هتل سفیر بارها و
بارها از راهنمایی های ارزشمند ایشان بهره مند شدم وجدانا از صمیم دل ،تشکر
کنم .
ابراز خرسندی خود را ابراز
دارم از همکاری با چنین هنرمند خلاقی که با ذهن پویا و در آن لحظه خلاق خود
به من درس های تجربی بسیار خوبی آموخت. ناگفته نماند بعد از بررسی متن و
برای اینکه زمان اجرای آن طولانی نشود و از حوصله مخاطب خارج نشود در طی یک
جلسه خصوصی با بررسی متن توسط مسعود ایران فدا این متن را خلاصه تر کردیم و
نتیجه آن شد که به مرحله اجرا خواهد رسید.
جای دارد از حمید حاجی
اکبری که مسعود ایران فدا را ماه ها پیش از نظر فنی و تکنیکی تایید کرد ،به
اینجانب معرفی کرد و همان معرفی و آشنایی با ایشان باعث همکاری های خاص با
ایشان شد و همکاری موفقیت آمیز قبل منجر به دست همکاری مجدد در این
پروژه نیز شد، نهایت قدر دانی را داشته باشم.
شاگردی مقابل استاد حرف می زند !
به
عنوان یک دانشجویی که از هر فرصتی برای حقیقت گویی استفاده می کنم. لازم و
حتی واجب می دانم در این قسمت از دلگویه هایم از استاد رضا مهدوی، مردی
که استادانه و هنرمندانه پایه های این جشنواره تئاتر دانشجویی را بنیان
نهاد و با امیدهای پرشور خود دوستان دانشجو را صمیمانه کنار هم گرد آورد،
نهایت سپاس داری و سپاس گزاری را در نقش یک شاگرد، در کسوت استاد گرانقدرم
که بانی بروز خلاقیت بسیاری از دانشجویان بوده و هستند – داشته باشم.
( جمله بندی های بلند اینجانب از ذهن پرمشغله و پر هیاهوی من نشئت گرفته است)
تئاتر دانشجویی از نظر یک دانشجو به نام ساناز منوچهری
تئاتر
دانشجویی بروز یک خلاقیت است .خلاقیتی که می تواند بروز جرقه هایی برای
شعله ور شدن و شکوفا شدن استعدادهای پیدا و پنهان جوانان خلاق شود.تئاتر
دانشجویی ابتدای مسیری است برای رسیدن به قله های رفیع خوش نامی!
سخنی با مسولین شنوا ! به صندوق پیشنهادات و انتقادات دل مسولین
اجازه
دهید استعدادهای کشف نشده دانشجویان کشف شوند .لطفا اجازه جوانه زدن،
شکوفه دادن و گل کردن جوانان خلاق و اکتیو درعرصه تئاتر را فراهم کنید.
دانشجویان مستعد را ساپرت
کنید و دانشجویان بالقوه را شکوفا کنید. بگذارید تئاترهای دانشجویی برای
موفقیت آن ها در عالم هنر،سکوی پرش باشد.
تا جایی که می توانید با خرید تجهیزات و استاندارد سازی سالن و سن تئاتر با تیم های تئاتر همکاری و همیاری کنید.
پای حرف دل جوانان بنشینید حتی با آن ها مشورت کنید از آن ها ایده و راهکار بخواهید و به آن ها برای کشف خودشان انگیزه بدهید.
به آن ها امید هدیه کنید.
درهای نداری، کمبود و کاستی را برای همیشه ببندید همراهی مسولین و محقق شدن
وعده و وعیدهایشان آرزوی تمام دانشجویان است.
وقتی چنین پتاسیل های تئاتری در یک دانشکده هنری هست آن ها را حمایت کنید و به جشنواره فیلم هم فکر کنید .

هم کلاسی سلام !
باور
کنید هر کدام از ما اگر بخواهیم هر کاری از دستمان بر خواهد آمد . می
توانیم دانشگاهمان را از لحاظ استعدادهای هنری در ایران شهره کنیم . به
شرطی که یک همبستگی در بین ما موج بزند.
به داشته های هم دیگر
احترام بگذاریم و آن هایی که دارند در بخشندگی دارایی خود سخاوت به خرج
دهند.البته در پرانتز لازم است بگویم دارایی، ثروت مالی منظور نیست، بلکه
استعدادهای ذاتی و اکتسابی است که بنده از تمام دوستان با استعداد و خلاق
استدعا دارم در بخشش دارایی خود به هم ول خرج باشند!
شگردهای خلاقانه ی خود و دانسته های هنری خود را در اختیار هم بگذارند.
هم فکری و کارهای تیمی یادمان باشد. باور کنید ما حتی می توانیم در محدودیت ها به اوج خلاقیت برسیم.
همدیگر را پلی برای رسیدن به قله بسازیم و هیچ گاه بین راه هم سد نشویم!
به باورهای همدیگر احترام
بگذاریم. منتقد خوبی باشیم ، منصفانه نقد کنیم و جسورانه نقد پذیر باشیم.
نقدهای کوبنده اما سازنده را پذیرا باشیم و هرگز ناعادلانه و سلیقه ایی کسی
را به باد انتقاد نگیریم. در رقابت رفاقت داشته باشیم و در رفاقت رقیب
خوبی برای بروز استعدادهای هم باشیم.
حتی گاهی فکر می کنم اگر برخی مسولین یا گوش شنوا ندارند و یا نمی خواهند از کمبودها و کاستی های ما بشنوند، از خودمان شروع کنیم .
همان
طور که به همت دانشجویان سینما، انجمن علمی سینما راه انداختیم، انجمن
هازمان سینما برای رفاه حال دانشجویان راه اندازی شد. جشنواره تئاتر
دانشجویی آسمان به همت و جسارت استاد رضا مهدوی و حمایت برخی از مسولین
دانشگاه برگزار شد.
پس همت کنیم و با هم بر بسیاری از مشکلات فائق بیاییم و باهم همه چیز را بسازیم.
همانگونه که بین تمام رشته های هنری این دانشگاه رفاقت و صمیمیت هست می توانیم به رفاقت بیشتر و همکاری موفقیت آمیز تر بیندیشیم.
شاید وقتی من و تو از این
دانشگاه می رویم به نظر دیگر ساختن برخی چیزها دردی را از ما دوا نکند
.اما باور کنید آرامش آن دانشجویانی که بعد از ما در این دانشگاه پای می
گذارند، لذت بخش است.
من خوب می دانم مشکلات و
دغدغه هایی که ما از کمبودهایی که در بسیاری از دانشگاه ها موج می زند-
داریم، ما را دانشجوتر از آن دانشجویانی خواهد کرد که در رفاه کامل دانشجو
هستند.
لازم به ذکر است اگر چه
رفاه، فوق العاده است اما گاهی همین محدودیت ها باعث بروز خلاقیت هایی می
شود که اگر میلیارد ها دلار پول داشتی و در رفاه بودی شاید چنین ایده های
خلاقانه ایی به ذهنت خطور نمی کرد.
یادمان باشد همیشه شعله های
امید را در قلب ،روح ،جسم و ذهنمان شعله ور نگه داریم و بداینم امواج
مثبتی که از سوی کائنات عالم دریافت می کنیم می تواند زمینه ساز موفقیت های
روز افزون تک تک ما دانشجویان هنر دوست شود.
به شرطی که انگیزه و جسارت را همیشه چاشنی تحقیقات و مطالعات صحیح خود در رشته هنری خود کنیم.
پوستر جشنواره : طراح پوستر : وحید سعادت مطلق

پوستر جشنواره : طراح پوستر : وحید سعادت مطلق
امضاء... ساناز منوچهری دانشجوی کارشناسی سینما/ 16 اردیبهشت 91
www.baharbahargool.blogfa.com